باشگاه خبرنگاران داوطلب

چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400

یادداشت//چرا به هلال احمر آمدم...؟

یادداشت زیبا و خواندنی عضو هنرمند جمعیت هلال احمر شهرستان بهبهان در مورد اینکه چرا به هلال احمر آمده ، اینگونه قلم زنی کرده است:

چرا به هلال احمر آمدم...؟

یادداشت زیبا و خواندنی عضو هنرمند جمعیت هلال احمر شهرستان بهبهان در مورد اینکه چرا به هلال احمر آمده ، اینگونه قلم زنی کرده است:

سعدی شیرین سخن در کتاب بوستانش چه زیبا سروده که 

"تو هرگز رسیدی به فریاد کس که می خواهی امروز فریادرس؟“ 

سالها پیش وقتی به تفسیر این شعر پرداختم و مفهوم آن را برای خودم تعمیم دادم به این نتیجه رسیدم که در جامعه ی من و در هر جامعه ای از جوامع بشری ؛ قطعا و یقینا آسیب دیدگان، قربانیان و مظلومانی هستند که باید فریادهایشان را شنید و تا حد توان به یاریشان شتافت.. 

آسیب دیدگان و قربانیانی که گاه نیازمند یک واژه ی التیام بخش هستند.

و ما از آنها دریغ میکنیم... قربانی قربانیست.. فرقی نمیکند که یک کودک زیر آوار باشد یا یک کودک کار، یک خانم کارتن خواب باشد یا یک پیرمرد مانده در سیل...

آری من داوطلبانه به هلال احمر آمدم تا یاریگرشان باشم... یاریگر آن زلزله زده ای که تمام خانواده اش را از دست داده... یاریگر کودکی که سر چهارراه گل میفروشد..

یاریگر آن شیر خواری که در هیاهوی پس از حادثه از گرسنگی گریه میکند به هلال احمر آمده ام تا گرما ببخشم دستان یخ زده ی کودکان محروم سیستان را.. 

دستان زخمی کولبران کورد را.. به هلال احمر آمدم تا از طعمه قرار دادن مظلومیت ها را توسط جناح های سیاسی پیشگیری کنم. 

به هلال احمر آمدم تا بی طرفانه فریاد رس آن کسانی باشم که به جز خدا فریادرسی ندارند.. 

در فرازی از جوشن کبیر میخواندم .. یا غیاث من ال غیاث له(ای نجات دهنده ی کسی که نجات دهنده ای ندارد)و شاید همه ی امداد گران سرخ پوش هلال احمر، به این معتقد باشند .

که رسالتشان تحقق بخشیدن به احیای دوباره یا نجات یک زندگیست بی هیچ توقعی بی هیچ انتظاری... معتقدم که دنیای پیرامون ما؛ متشکل از فیزیک و متافیزیک هست.. 

هم قوانین فیزیک و هم قوانین متافیزیک حاکی از این مسئله هاست که هر عملی عکس العملی را در پی دارد . و به هلال احمر آمدم تا با یاری رساندن همنوعانم در هر کجای دنیا ، انرژی های بیکرانی دریافت کنم...

و چه دردآور بود لبخند کودک کورد روستای سرپل ذهاب وقتی که خانواده اش را از دست داده بود اما برای لحظاتی ، او را در آغوش کشیدم.. شاید در لحظه زیستن را آن پسربچه ی ۳ ساله به من آموخت...

به هلال احمر آمدم تا بر لب دردمندی لبخند بنشانم...هر چند برای یک لحظه..

 

نگارنده:"حمیدرضا صوری"  شاعر، نویسنده و پژوهشگر آسیب های اجتماعی عضو جمعیت هلال احمر شهرستان بهبهان

کلمات کلیدی

تصاویر

0 نظر برای این مقاله وجود دارد

نظر دهید

متن درون تصویر امنیتی را وارد نمائید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *