باشگاه خبرنگاران داوطلب

سه شنبه 01 تیر 1400

گفتگو // امدادرسانی فرشتگان نجات زمان نمی شناسد

اعضا جمعیت هلال احمر فرشتگان نجاتی هستند که زمان و ساعت برای آنها مطرح نیست و در حوادث شبانه روزی و خالصانه برای امدادرسانی، تسکین آلام، انتقال حس نوع دوستی و کمک رسانی در لحظات حساس به آسیب دیدگان و حادثه دیدگان سر از پا نمی شناسند.

 هلال احمر یک نهاد عام المنفعه، خیریه، غیر انتفاعی و دارای شخصیت حقوقی واحد و مستقل است و از سازمان های جوانان، داوطلبان و امداد تشکیل یافته که هر کدام به نوبه خود سرمایه هلال احمر می باشند. از مهمترین اهداف هلال احمر تلاش برای تسکین آلام بشری، تامین احترام انسان ها و کوشش در جهت برقراری دوستی و تفاهم متقابل و صلح پایدار میان ملت ها و همچنین حمایت از زندگی و سلامت انسان ها بدون در نظر گرفتن هیچگونه تبعیض میان آنها است.

خودتان را معرفی کنید.

اسماعیل زمان پور بیشک نجاتگر پایگاه امداد و نجات جاده ای شهدای مارازاد احمدآباد شهرستان جلفا متولد خرداد ماه ۶۸، فارغ التحصیل در۳ رشته تحصیلی: کارشناسی حرفه‌ای مدیریت عملیات امداد و نجات، کارشناسی روانشناسی و کارشناسی مدیریت صنعتی هستم که از سال ۸۵ بصورت مداوم و مستمر در همایش ها، برنامه ها، مانور های امدادی، طرح های راهنمای مسافرین جوانان و نوروزی پایگاه های امداد جاده ای حضور فعال دارم.

نحوه آشنایی با جمعیت هلال احمر ؟

در مقطع سوم دبیرستان طی مانور زلزله ای که توسط هلال احمر شهرستان جلفا در مدرسه نظامی هادیشهر برگزار شد با  هلال احمر و اهداف آن آشنا شدم که نظر مرا به خود جلب کرد و باعث شد از طریق یکی از دوستانم به نام آقای رضا زمانی که از نجاتگران فعال و قدیمی هلال احمر جلفا هستند، فعالیت خود را آغاز کنم و تداوم بخشم تا اینکه در سال ۱۳۸۹ بعنوان راننده نجاتگر قرارداد موقت استانی وارد تعامل همکاری با جمعیت شدم و این همکاری همچنان نیز ادامه دارد و در سمت های مسئول آموزش شعبه جلفا، مسئول شیفت و مسئول پایگاه امداد نجات جاده ای شهدای مارازاد، دبیر باشگاه امداد ونجات شعبه جلفا، مسئول کمیته چند رسانه ای باشگاه خبرنگاران داوطلب هلال احمر استان آذربیجان شرقی، مربی کمکهای اولیه و مدرس امداد ونجات، سرپرست تیم کوهستان شعبه، مربی و سرگروه طرح ملی پیمان، مربی و سرگروه طرح ملی خادم فعالیت دارم. در سال ۱۳۹۷ موفق به اخذ درجه ایثار (آخرین درجه امداد و نجات هلال احمر) در استان شدم و اولین ایثار شهرستان هستم.

در ارزشیابی سه ماهه چهارم ۱۳۹۹ توانستیم به کمک اعضای سختکوش باشگاه و بخصوص روابط عمومی جمعیت هلال احمر استان مقام سوم کشوری را برای باشگاه خبرنگاران داوطلب جمعیت هلال احمر استان به ارمغان بیاوریم. در طول خدمت در هلال احمر چندین کار پژوهشی هم انجام داده ایم که مهمترین آنها «بررسی رابطه ی بین استرس شغلی و رضایت شغلی در میان امدادگران جمعیت هلال احمر استان آذربایجان شرقی» و «نحوه مدیریت زلزله در شرایط اپیدمی 19_covid» هست.

از سوابق امدادی در هلال احمر بگویید

سابقه خدمت ۱۵ ساله در حوزه های مختلف هلال احمر دارم. که از مواهب الهی برای من بوده که خداوند منان را به پاس این توفیق سپاس می گویم و هلال احمر به همراه صلیب سرخ، بزرگترین شبکه بشردوستانه غیرسیاسی و امداد رسانی جهان محسوب می شود و فعالیت در این نهاد بین المللی بخصوص در حوزه امدادی از افتخارات من است که علاقه وافری نسبت به آن دارم.

مهمترین عاملی که باعث تداوم ارتباط شما با جمعیت هلال احمر می شود چیست؟

هلال احمر یک نهاد بین المللی است و بخاطر اهداف عالی آن در راستای صلح و نوع دوستی از احترام خاصی در میان اقشار مختلف جامعه برخوردار است، این امر و همچنین امدادرسانی و کمک به همنوع که با گروه خونی من عجین است باعث می شود که از زندگی بیشتر لذت ببرم.

چه دوره هایی را گذرانده اید؟

دوره های کمکهای اولیه، پایه داوطلبی، عمومی امداد و نجات، دوره های آموزشی تخصصی هلال احمر را زیر نظر مربیان مجرب استانی، کشوری و بین المللی گذرانده ام. همچنین دوره های تخصصی جست وجو و نجات در ارتفاع و فضاهای معلق درکوهستان، جاده، آوار، ترابری، حمایت های روانی، اسکان اضطراری اردوگاه، تغذیه در بحران، اقدامات پیش بیمارستانی و دوره بالینی/ پراتیک در بیمارستان ساجدی هادیشهر، گواهی انجام کار، مربیگری مقدماتی تجسس و امداد در کوهستان و پزشکی در کوهستان از فدراسیون کوهنوردی، مربیگری پایه آموزش همگانی و خادم هلال احمر، مربیگری کمکهای اولیه، مربیگری طرح پیشگیری موثر از اعتیاد، طرح ملی پیمان، دوره کاوش حقوق بشر دوستانه، دوره آشنایی با طب سنتی و اسلامی و کاربرد گیاهان دارویی و دوره کمک پرستاری/بهیاری را به خاطر علاقه ای که داشتم از طریق جهاد دانشگاهی سپری کردم.

مهمترین عملیات هایی که در آن مشارکت کرده اید؟

در زلزله دلخراش شهرستان ورزقان استان آذربایجان شرقی که از طرفی اصالت بنده نیز به روستای بیشک آن شهرستان یعنی زادگاه سردار ملی ستارخان بر می گردد، با انرژی چند برابر مکرر در مناطق مختلف زلزله زده آن شهرستان فعالیت شبانه روزی داشتم و همچنین در حادثه سیل آذرشهر و عجب شیر و زلزله سراب و میانه حضور فعال داشتم.

سطح تجهیزات و امکانات امدادی پایگاه های جمعیت هلال احمر را چگونه ارزیابی می کنید؟

پایگاه های جاده ای ویترین هلال احمر هستند ولی متاسفانه از نظر سطح تجهیزات و امکانات امدادی تکمیل نیستند. با توجه به اینکه کشور ایران تقریباً بصورت کلی روی گسل واقع شده است، پرورش متخصص آوار و تجهیز تمام پایگاه ها به دستگاه های زنده یاب و ربات های امدادرسان باید بیشتر مد نظر مسئولین قرار گیرد و همچنین باید عرض کنم کشور ما با کمبود بیش از ۲ هزار پایگاه جاده ای مواجه است و این امر تاثیر مستقیمی بر کیفیت عملیات امدادی در سراسر کشور می گذارد بخصوص گاهی به دلیل وجود مسافت های طولانی بین پایگاه ها زمان طلایی نجات را از دست می دهیم که باعث می شود در مقابل حجم انتظارات بالای مردم سرافکنده شویم.

بعنوان یک نجاتگر چه درخواستی از مسئولین جمعیت هلال احمر دارید؟

امیدوارم ساختمان اصلی پایگاه شهدای مارازاد شهرستان جلفا که نیمه ساخته است بزودی تکمیل و قابل استفاده شود. چرا که با توجه به کوهستانی و طولی بودن موقعیت جغرافیایی شهرستان جلفا، این شهرستان ظرفیت ۴ پایگاه جاده ای را در خود دارد اما در طی طولیان سال به همراه نجاتگران پر تلاش هلال احمر جلفا با تحمل مشقت ها، سختی های فراوان، فعالیت های مستمر و مداوم فقط توانسته ایم یک پایگاه را از حالت سیار به موقت و ثابت تبدیل کنیم و اکنون نیز در ساختمان اورژانس روستای احمدآباد در ۳۲ کیلومتری محور جلفا _ سیه رود بصورت استیجاری مستقر هستیم که از لحاظ امکانات رفاهی و پایه خیلی ضعیف است. و بخصوص اینکه در نقطه کور واقع است و از لحاظ آنتن دهی موبایل و اشکالات مکرر تلفن ثابت در پاسخ دهی به حوادث با مشکلات ارتباطی جدی روبرو هستیم. پایگاه امداد و نجات جاده ای شهدای عریان تپه هم که در ۱۸ کیلومتری محور جلفا _ مرند موقت بوده و غیرفعال هست.

نجاتگران با سابقه هلال احمر هر چند در رشته های مرتبط دانش آموخته نباشند، در اولویت استخدام و اشتغال قرار گیرند.

پیشنهادتان برای بهتر شدن روند امدادرسانی در جمعیت هلال احمر چیست؟

اعضاء و نیروهای پایگاه های جاده ای بصورت سازمان یافته و نیروی ثابت داشته باشند و بنابه به تخصص امدادی خود از امتیازات، مزایا و بیمه تامین اجتماعی بهره مند شوند. زیرا از دست دادن چنین نیروهای زبده ای پس از چندین سال کسب مهارت، تخصص و تبدیل به یک نجاتگر متخصص پس از آموزش دوره های تخصصی برای هلال احمر مازاد بر هزینه و اسراف سرمایه است.

تدبیری اندیشیده شود سیستم آموزشی در سطح کشور یکسان سازی شود و مربیان با آموزش های سلیقه ای و طبق تجربه خود معلومات متفاوتی را در اختیار نجاتگران قرار ندهند. هزینه بیشتری صرف آموزش و تامین تجهیزات به روز امدادی شود و دوره های تخصصی به مراتب در فاصله های کمتری برگزار شود.

تجهیز تمامی پایگاه های جاده ای به برنامه آمار و سرشماری آنلاین خانوار ها، تا در عملیات های آوار برداری با توجه به در دست بودن تعداد خانوار ها کیفیت عملیات خود را بهبود ببخشیم.

از توانایی های امدادی برای اعضای خانواده استفاده کرده اید؟

بله، خیلی زیاد. با توجه به آموزش هایی که در هلال احمر فرا گرفته ام از هیچ کمکی که باعث تسریع در روند امداد یا درمان چه اعضای خانواده باشد چه دیگران، دریغ نکرده ام و در حد توانم معلومات خود را در اختیارشان قرار داده ام. آموزش کمکهای اولیه را به هموطنان پیشنهاد می کنم به امید اینکه شعار «هر خانواده یک امدادگر» در سطح کشور عملی شود.

از سختی ها و شیرینی های حضور در طرح های نوروزی بگویید.

همیشه در طرح های نوروزی پایگاه های جاده ای حضور فعال داشته ام و کنار خانواده نبودن بخصوص در ایام عید که همه خانواده ها دور هم هستند، خیلی سخت اما شیرین است.

خاطره تلخ و شیرین از جمعیت هلال احمر بفرمایید.

در سال ۸۹ طی تعامل همکاری هلال احمر با منطقه آزاد ارس زمانی که زیر نظر کمیته بهداشت منطقه آزاد ارس در تفرجگاه آسیاب خرابه پوشش امدادی داشتیم، برنامه نوروزی منطقه تا ۱۲ فروردین بود و در قبال پوشش امدادی روز ۱۳ فروردین یا همان سیزده بدر هیچ مسئولیتی برعهده نداشت به همین علت من با دوست و همکارم بنابه صلاحدید و با توجه به ازدیاد مردم در تفرجگاه تصمیم گرفتیم آن روز را بصورت افتخاری و با مسئولیت خودمان و با هماهنگی انجام وظیفه نماییم. پس از گذراندن یک روز کاری سخت ساعت ۲:۰۰ بامداد صدای فریاد پریشان حال پدری ما را به خود آورد که داد می زد: «دخترم مرد» و «به دادم برسید» و … ، بلافاصله بدون فوت وقت در محل حاضر شدیم و با مشاهده ی کودک ۹ ساله ای که در اثر گاز گرفتگی با پیک نیک داخل چادر افتاده بود بعد از ارزیابی علائم حیاتی، عملیات CPR را آغاز کردیم و موفق شدیم کودک را احیاء کنیم.

خاطره تلخ هم که به خاطر مرزی بودن جاده و پیچ های خطرناک آن زیاد داریم، در ۱۳ فروردین ۹۲ در پایگاه موقت نوردوز در حین گشت زنی بودیم که با خبر شدیم یک دستگاه خودروی پیکان وانت با ۲ نفر سرنشین و راننده در حوالی روستای پهناور محور نوردوز- خاروانا واژگون شده و به انتهای دره سقوط کرده است بلافاصله طی تیم امدادی سه نفره به محل اعزام شدیم و عملیات رهاسازی را شروع کردیم هر چند توانستیم پدر و کودک را نجات دهیم و مادر را پس از نجات به درمانگاه خاروانا انتقال دهیم ولی به علت شدت جراحت و خونریزی داخلی در درمانگاه خاروانا تحت نظارت پزشک زیر عملیات احیاء جان داد و همه ما را متاثر ساخت. یا ۲ نفر راننده تریلر اهل کشور ترکیه و جوشکار اهل جلفا که در سال ۹۴ در اثر سهل انگاری حین تحکیم و تثبیت بار سنگ در یک کیلومتری پایگاه شهدای مارازاد زیر ۸ تن بار سنگ گیر افتاده بودند، با تلاش های زیاد نجاتگران و مردم عزیز توانستیم عملیات رهاسازی موفقی داشته باشیم ولی متاسفانه باخبر شدیم که هر دو مصدوم در بیمارستان ساجدی هادیشهر درگذشتند.

ناصرغلامی هوجقان - باشگاه خبرنگاران جمعیت هلال احمر استان آذربایجان شرقی

کلمات کلیدی

تصاویر

0 نظر برای این مقاله وجود دارد

نظر دهید

متن درون تصویر امنیتی را وارد نمائید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *